مسلماً اين جدول بسيار جالب است، ولي لازم نيست گفته شود كه نميتوان اهميت زيادي براي آن قائل شد و بايد خصوصيات زيادي را در نظر گرفت كه بدون آنها انسان دچار سوءتفاهم سختي ميشود. اول از همه اين جدول از لحاظ واحدهاي اندازه و جمعيت قابل قياس نيست.
ديگر اين كه برخي گروهها خيلي متجانستر از ديگران بودند.
با اين همه، ميتوان از آن به خوبي استنباط كرد كه پنج كشور عمده، عبارت بودند از فرانسه، ايتاليا، اسپانيا، انگلستان و شام. اسپانيا هنوز از كشورهاي مهم بود، گرچه ديگر چندان مدتي در شمار كشورهاي بزرگ باقي نماند. جايي كه شام اشغال كرده بسيار درخور توجه است، و اگر شام و مصر را با هم در نظر بگيريم آنها مقام دوم را حائز ميشوند.
اگر زبان را در نظر بگيريم برتري فرانسه از آن هم مشهودتر است. از آن پس، فرانسه مهمترين زبان محلي بود، تنها زباني كه به هر حال ميتوانست با لاتيني رقابت كند، هرچند هنوز فاصلهٴ زيادي با آن داشت. اين زبان واقعاً جنبهٴ بينالمللي داشت، چون ايتالياييهايي مانند دانيلوي كرمونايي، اسپانياييهايي مانند گيوم تودلايي، انگليسياني مانند والتر هنلي، و يهودياني همچون يوسف بن شمشون از آن استفاده ميكردند، و در اسكانديناوي هم ناشناس نبود.
مقايسهٴ كاميابيهاي گروههاي مختلف در صورتي كه فقط افراد ممتاز مورد نظر باشند
در جدولهاي سابق تصوري از اين مطلب بهدست داده شده است. چون اعداد داخل پرانتزها نمايندهٴ تعداد شخصيتهاي برجسته است. از 184 شخصيت، 45 نفر را برگزيدهام كه ميتوان به شرح زير آنان را توزيع كرد:
مترجمان (3): آلفرد سارشلي، سمويل بن تِبّون، يعقوب آناطولي.
فيلسوفان و دايرةالمعارفنويسان (7): مايكل اسكات، رابرت گروستست، بارتولوميوي انگليسي، توماس كانتمپري، موٴلف آيينهٴ شاهي، عبداللطيف، ابن عربي.
رياضيدانان، اخترشناسان، مكانيكدانان (6): فيبوناتچي، يوردانوس نموراريوس، گرارد بروكسلي، حسن مراكشي، چئين چيو ـ شائو، لييه.
جهانگردان و جغرافيدانان (4): پيان دل كارپيني، ياقوت حموي، چئيو چئانگ ـ چئون، چائوجو ـ كوا.
طبيعيدانان (6): فردريك دوم، والتر هنلي، ابوالعباس نباتي، ابن صوري، چئن جن ـ يو، چيا سسو ـ تائو.
پزشكان (10): رولاند پارمايي، هوگو و تئودوريك بورگونديايي، گيوم كونژني، جيلبرت انگليسي، ريچارد وندووري، هارپستراينگ، ابن بيطار، شارنگادارا، سونگ تزئو.